اختتامیه ی مشاورات و رازهایی که نگفته موند...

- مشروط شوید.
مشروطی را برای دانشجو ساخته اند نه رئیس دانشگاه و اساتید. هیچكدام همه واحد های خود را پاس نكنید. از حد مجاز مشروطی و ترم های مجاز حضور در دانشگاه نهایت استفاده را ببرید. مطمئن باشید بیرون از دانشگاه هیچ خبری جز رفتن به سربازی و بعد از آن بیكاری وجود ندارد. حداقل وقتی كه در دانشگاه حضور دارید به عنوان یك دانشجو شناخته می شوید نه یك بیكار.
- تا دوران تحصیلتان تمام نشده در دانشگاه عاشق شوید و ازدواج كنید. چون اگر دانشگاهتان تمام شود هیچكس حاضر نیست با یك آدم آس و پاس بیكار ازدواج كند.
- جزوه های خود را مرتب و منظم بنویسید شاید فرجی شد و كسی برای گرفتن جزوه به شما مراجعه كرد و بختتان باز شد وگرنه بعد از تمام شدن دانشگاه بخت ازدواج را از دست خواهید داد.
- یكی از راه های گرفتن نمره درس خواندن است.
- در فعالیت های فوق برنامه شركت كنید. شما با درس خواندن فوقش یك لیسانسه بیكار می شوید. اما با شركت در برنامه های فوق برنامه استعداد های هنری و غیر هنری خود را كشف و استعداد های هنری خود را خنثی و استعداد های غیر هنری خود را ضبط و بعد از فارغ التحصیل شدن به كار می بندید.

- به تمام همكلاسی های خود پیشنهاد ازدواج بدهید و بعد از فارغ التحصیلی با دختر خاله پدرتان ازدواج كنید. با این كار هم مدت مدیدی چند نفر را سر كار گذاشته اید و آمار بیكاری را در كشور كاهش داده اید و هم باعث بالا رفتن اعتماد به نفس چند نفر شده اید و هم روابط فامیلی را تقویت كرده اید.
- با گرفتن پایین ترین مدرك، دانشگاه را رها كنید.
هر وقت تحصیل را رها كنید و به كار اصلی خانوادگیتان برگردید، سود كرده اید. با ادامه تحصیل شما یك فوق لیسانس و یا دكتر بیكار خواهید شد كه دیگر نمی توانید سرتان را پیش در و همسایه بلند كنید. پس تا دیر نشده به فكر یك كار نان و آب دار باشید.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 1:1 توسط سيمين سكاكي
|