حول و حوش ساعت ۱۲ نیمه شب، خوابگاه زنجان دانشگاه شریف. در محیطی صمیمی و بی ریا به سراغ سینا مسیح آبادی آمدیم تا لحظاتی را با او به گپ و گفتگو بپردازیم. نظر شما را به این گزارش جلب می کنم.
- اول خودت رو یه معرفی بکن و موفقیت هایی رو که بهش رسیدی بگو.
* من سینا مسیح آبادی هستم دانشجوی سال اول کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه شریف. در کنکور سراسری سال 82رتبه 134 منطقه دو شدم و صنایع شریف را انتخاب كردم و در کنکور كارشناسي ارشد سال 86 رتبه ام یک شد و دوباره برای کارشناسی ارشد مهندسي صنايع دانشگاه شریف رو انتخاب کردم. همچنین از فارغ التحصیلان مرکز شهيدبهشتي هستم.
- و همچنین درحال حاضردبیر کانون دانش آموختگان سمپاد.
می خواستم ببینم که رتبه یک آوردن و به طور کلی در سیستم آکادمیک و کنکور موفق بودن تاثیری در آینده فرد و یا دید مهندسی داره یا نه این مقوله ها کاملا از هم جداست؟
* در مورد رتبه یک بطور خاص که نمی شه چیزی گفت. اگه بخوام در مورد کنکور صحبت کنم، مثلا تو رشته ای مثل رشته خودم دروسی که تو کنکور وجود داره یه سری دروس پایه است و جزء حداقل هایی است که یک مهندس صنايع باید بهش تسلط داشته باشه. کنکوری خوندن اصولا چیز جالبی نیست یعنی کسی بهش علاقه مند نیست ولی در مقطع کارشناسی ارشد یه مقدار کنکور فرق داره می شه گفت یه مقدار مفهومی تره و به اون شدت نیاز به خوندن صرف نداره ولی اون زمانی که مجبور می شی برای کنکور وقت بذاری تا بتونی یه رتبه خوب بیاری مانع می شه که به بقیه فعالیت هات برسی.
برای اینکه مهندس خوبی باشیم چیزی به اسم کنکور لازم نیست اما برای آینده کاری تو كشور ما خیلی لازمه.
- اصلا تعریفت از یک مهندس خوب چیه؟
* یک مهندس خوب کسیه که بتونه از داشته های تئوریش تو عمل استفاده کنه. چون کار مهندس اصولا کاربرد تئوری در عمله. که البته فکر می کنم در این زمینه خيلي ضعیفیم.
- کلا توصیه ات به بچه ها نسبت به کنکور ارشد چیه؟
* کنکور ارشد به پایه فرد خیلی بستگی داره به نظر من تاثیر پایه قوی تو کنکور ارشد از کارشناسی خیلی بیشتره و تاکید، بیشتر روی مفاهیمه. به خاطر همین هرکس با توجه به اولا جایی که دوست داره قبول بشه و حدود رتبه ای که می خواد و با توجه به توانایی هایی که از خودش سراغ داره و پایه ای که حس می کنه نسبت به بچه ها داره؛ باید برنامه درسی اش رو میزون کنه. اما نمی شه یک فرمول خاص داد که چی خوبه و یا چی بده! در کل می شه گفت کنکور ارشد نسبت به کارشناسی درس خوندن کنکوریش خیلی کمتره.
- می شه از صحبتهات نتیجه گرفت که کنکور ارشد ماحصل تلاش های فرد از اول دوره کارشناسیه و چیزی نیست که بشه خیلی سریع و کوتاه مدت بهش رسید؟
* البته به طور کوتاه مدت رتبه ارشد رو خیلی می شه جابجا کرد ولی اگه رتبه خیلی خوبی بخوایم ،مثلا تک رقمی، حرف شما درسته. اما با یک برنامه کوتاه مدت هم می شه از سطح قبول نشدن به قبولی رسید.
- شرایط زندگی خوابگاهی ممانعتی برای درس خوندن ایجاد نمی کرد؟
* تو زندگی خوابگاهی مواقعی که لازمه زیاد درس بخونی و یا دوست داری زیاد درس بخونی نمی تونی. محدودیت های زیادی وجود داره. البته هم خوبی داره و هم بدی ولی در مجموع به نظر من مانع پیشرفت نیست. اما خیلی وقتها به طور کوتاه مدت ایجاد اشکال تو برنامه می کنه ولی در بلندمدت خیلی مشکل خاصی ایجاد نمی کنه.
- تو کنکور ارشد چه فاکتورهای دیگه ای غیر از خود آدم ممکنه دخیل باشه؟
* یکیش ممکنه منابع باشه که خوشبختانه الآن برای همه وجود داره و در دسترسه. اما اگه بخوایم فاکتورای لازم رو بگیم: پایه قوی، هدفمندی درس خوندن و برنامه ریزی درست. که البته این برنامه ریزی ممکنه خیلی کلی باشه و برای هرکس فرق می کنه. البته یه سری عوامل هم عوامل تاثیرگذار روز کنکورن که خیلی هم شاید موثر نباشن.
- برنامه آینده ات چیه؟ ادامه تحصیل؟ موندن یا رفتن از ایران؟
*در حال حاضر به ادامه تحصیل فکر می کنم و چیزی که الآن تو ذهنمه اینه که برم و تو یه دانشگاه معتبر ادامه تحصیل بدم.
- این رفتن برگشتن هم داره یا نه؟
* از الآن اظهار نظر کردن راجع به همچین چیزی منطقی به نظر نمی رسه. اما چیزی که الآن فکر می کنم اینه که می خوام برگردم چون حس می کنم تعلقات خیلی زیادی به اینجا دارم حداقل 24 سال از زندگیم رو اینجا گذروندم! و شخصیت آدم تو همین دوران شکل می گیره.
- با وجود مشغله زیاد چه عاملی باعث شده تا تو کانون دانش آموختگان سمپاد همکاری بکنی؟
* به نظر من آدم باید پیوندهاش رو با شهرش و دوستان دوران گذشتش حفظ کنه. هرچند که مشغله اش زیاد باشه یا خیلی دور باشه. کانون یکی از وسایلی است که می شه باهاش این دوستی ها رو حفظ کرد.
- تعریفت از موفقیت چیه؟ و خودت تو این تعریف می گنجی یا نه؟
* موفقیت به نظر من در درجه اول نسبت به خود فرد تعریف می شه بعد نسبت به اجتماع تعریف می شه. یه سری موفقیت ها رو شاید بشه موفقیت های مطلق در نظر گرفت فرضا قبول شدن تو یه دانشگاه خوب برای هر کسی یه موفقیت محسوب می شه. ولی خیلی از امور به ظاهر جزئی ممکنه موفقیت تلقی بشه. تصوری که خود آدم از خودش داره و جایگاهی که برای خودش در آینده متصوره! به نظر من هر کاری و هر قدمی که در راستای رسیدن به تصویر ذهنی خود آدم از خودش باشه و قدم مثبت به اون سمت باشه موفقیته. حالا بعضی از قدم ها بزرگترند بعضی ها کوچکتر.
- قسمت دوم سوالم؟
* در مجموع از فعالیت هایم راضی بودم شاید می شد بهتر هم باشم ولی در کل ناراضی نیستم.
- خب سینا جان من دیگه سوالی ازت ندارم. اگه حرف خاصی مونده که می خوای بگی من در خدمتم.
* حرف خاص... یه چیزه که فکر می کنم لازمه بگم. درس فقط یکی از جنبه های نه چندان مهم زندگیه. مهم هست ولی نباید جنبه اصلی زندگیت بشه. به عنوان یک کل می شه گفت درس یک وسیله است، یک هدف نیست. مثلا می شه به وسیله درس به این هدف که علاوه بر این که از یک سطح مناسب زندگی برخوردار باشی و لذت شغلی داشته باشی بتونی به بقیه هم کمک کنی و مفید واقع بشی برسی.
- ممنون از وقتی که بهم دادی.
* خواهش می کنم.