کسب مدال طلای المپیاد کامپیوتر توسط فرشته خانی

فرشته خانی دانش‌آموز مرکز فرزانگان نیشابور موفق به کسب مدال طلای هفدهمین دوره المپیاد کامپیوتر شد.

این مسابقات هر ساله در سطح دبیرستان های کشور در سه مرحله برگزار می‌گردد و دانش‌آموزان سالهای اول و دوم دبیرستان می‌توانند در مرحله اول آن شرکت کنند و از بین آنها 1000 نفر به مرحله دوم راه پیدا می‌کنند در مرحله دوم که در اردیبهشت ماه برگزار می‌گردد حدود 30 تا 40 نفر از دانش‌آموزان سال دوم انتخاب می‌شوند و به دوره تابستانی راه پیدا می‌کنند.

دوره تابستانی حدود 2 ماه است که در تهران برگزار می‌شود و در پایان آن به حدود 10 نفر مدال برنز داده می‌شود و بقیه برای مشخص شدن مدال باید تا فروردین سال دیگر به تمرین برنامه سازی بپردازند این در حالی است که دوره‌های یک هفته‌ای فصلی برای آنها گذاشته می‌شود. در پایان در فرودین امتحانات نهایی از آنها گرفته می‌شود و از بین آنها 8 نفر به عنوان مدال طلا انتخاب می‌شوند و بدون کنکور می‌توانند به دانشگاه وارد شوند.

هر دارنده مدال طلا می‌تواند 2 بار در امتحانات برای انتخاب تیم اعزامی 4 نفره ایران شرکت کند که یکبار همان سال اول و دیگری در سال بعدی می‌باشد. لازم به ذکر است که فرشته خانی امسال در تیم اعزامی به مسابقات جهانی مصر حضور نخواهد داشت و شانس بعدی وی در سال بعد در مسابقات جهانی بلغارستان می‌باشد.

جامعه دانش‌آموختگان سمپاد نیشابور این موفقیت بزرگ را به ایشان و خانواده محترمشان تبریک می‌گوید و آرزوی توفیق روزافزون را برای ایشان دارد.

 

چرا اعزام نشديم؟

گفتگوي آفرينش با دانشجويان بازمانده از مسابقات جهاني برنامه نويسي کانادا
چرا اعزام نشديم؟


آفرينش: برگزاري مسابقات برنامه نويسي دانشجويي جهان در کانادا طي روزهاي گذشته که با عدم اعزام دو تيم دانشجويي ايران از دانشگاه هاي اميرکبير و تهران و البته ا عزام تيم دانشگاه صنعتي شريف همراه شد، مباحث مختلفي را در خصوص علت عدم اعزام دو تيم دانشجويي ايران مطرح کرد. مسئولان ، عدم صدور ويزا يا تاخير در صدور آن و دخالت مسايل سياسي در امور علمي را از سوي کشورهاي غربي در اين زمينه مطرح کردند اما دانشجويان دانشگاه اميرکبير در گفتگو با آفرينش ضمن تاييد اين موضوع، از نبود حمايت کافي مسئولان از نخبگان علمي کشور گلايه کردند و خواستار حمايت بيشتر آنها از دانشجويان شدند تا فقط به اظهار تاسف بسنده نشود. گفتگوي آفرينش با دانشجويان دانشگاه اميرکبير که از اعزام به مسابقات کانادا بازماندند، با اين اميد تقديم مي گردد که از اين پس شاهد جديت بيشتر مسئولان دانشگاهي در حمايت از دانشجويان باشيم.
آفرينش: لطفا ابتدا درباره مسابقات جهاني برنامه نويسي دانشجويي و اهميت آن توضيح دهيد؟
مسابقات ICPC/ACM (ACM مخفف Machinery Computing for Association و ICPC مخفف Contest Programming Collegiate International) معتبرترين مسابقات
برنامه نويسي دانشجويي جهان است که هر ساله توسط انجمن ماشين هاي محاسب (ACM) در يک کشور برگزار مي شود. امسال سي و دومين دوره اين مسابقات با حضور 100 تيم منتخب از بين 6700 تيم از 1821 دانشگاه از 83 کشور جهان به ميزباني دانشگاه آلبرتاي کانادا برگزار شد. در اين دوره سه نماينده از دانشگاه هاي اميرکبير، تهران و شريف در بين اين 100 تيم به نمايندگي از ايران حضور داشتند. اين مسابقات، معتبرترين مسابقاتي است که در زمينه علوم کامپيوتر در جهان برگزار و المپيک برنامه نويسي جهاني شناخته مي شود.
آفرينش: براي راهيابي به مرحله نهايي مسابقات براي اعزام به کانادا چه مسيري طي شده است؟
اين مسابقات در 3 مرحله برگزار مي شود: در مرحله اول در هر دانشگاه مسابقه اي براي انتخاب تيم هاي نماينده آن دانشگاه در مسابقات منطقه اي برگزار مي شود. در مرحله دوم مسابقات منطقه اي برگزار مي شود. کل دنيا به بيش از 30 منطقه تقسيم مي شود که نمايندگان دانشگاهها در يکي از اين مناطق براي راهيابي به مرحله نهايي بايد رقابت کنند. (مسابقات منطقه غرب آسيا در دانشگاه شريف برگزار مي شود). از هر منطقه تعداد مشخصي تيم به مسابقات جهاني راه پيدا مي کنند و مرحله سوم و نهايي مسابقات هم مسابقات جهاني است. نحوه برگزاري مسابقات هر مرحله مشابه هم مي باشد و به اين صورت است که هر تيم از سه نفر تشکيل شده است و در ابتداي مسابقه به هر تيم سوالاتي که بايد پاسخ دهند داده مي شود (تعداد سوالات بين 8 تا 12 سوال است و سوالات تمام تيمها يکسان است) و زمان مسابقه حدود 5 ساعت ميباشد. هر تيم که تعداد بيشتري سوال در زمان کمتر حل کند مقام بهتري کسب مي کند.
آفرينش: اخبار روزهاي گذشته حاکي از عدم صدور ويزا براي دو تيم دانشجويي ايران بود. لطفا بفرماييد کدام تيم هاي دانشجويي از اعزام بازماندند؟
تيم هاي دانشگاه اميرکبير (هادي مشيدي، حسين عزيزپور، محمد رضا خاني، مصطفي عارفيان ( مربي) موفق به کسب ويزا در زمان مناسب نشدند .زمان ارائه جواب درخواست ويزا از طرف سفارت کانادا موکول به روز آخر مسابقات شد و در خواست ويزاي تيم دانشگاه تهران رد شد.
آفرينش: دليل عدم ارايه ويزا به تيم هاي دانشجويي دانشگاه تهران و امير کبير چه بود؟
دليل ذکر شده براي رد درخواست ويزاي تيم دانشگاه تهران، "اثبات نکردن قطعيت برگشت به ايران" از طرف سفارت کانادا اعلام شد.دليل عدم ارائه ويزا به تيم دانشگاه صنعتي اميرکبير در زمان مقرر نيز "عدم ارائه مدارک کافي به سفارت" عنوان شد اين در حالي است که مدارک ارائه شده به سفارت از طرف تيم ما و تيم دانشگاه شريف يکسان بوده است.
آفرينش: برخي از مسئولان عنوان کرده اند که کشورهاي غربي عمدا مشکلاتي را ايجاد مي کنند تا فرصت کمي براي گرفتن ويزا باقي بماند و ما نتوانيم دانشجويان خود را به مسابقات اعزام کنيم. نظر شما چيست؟
مراحل ندادن ويزا به تيم ما دقيقا اين بود که: ابتدا ما مدارک را به سفارت داديم و بعد آنها 12 فروردين را براي گرفتن نتيجه معلوم کردند ما 12 فرودين آنجا رفتيم و آنها دادن جواب را به 14 فروردين انداختند و در نهايت روز 14 فرودين با ذکر اين که مدارک شما ناکافي است . اين در حالي است که چک کردن مدارک همان روز اول بود. آنها گفتند جواب شما 22 فروردين آماده مي شود که آخرين روز مسابقات بود و بدين ترتيب ما پروسه درخواست ويزا را لغو کرديم. به نظر مي رسد که مهمترين دليل براي رخ دادن چنين اتفاقاتي وجود مشکلات سياسي بين ايران و کاناداست، چون ما از طرف انجمن ماشينهاي محاسب (ACM) و دانشگاه آلبرتاي کانادا دعوت نامه داشتيم و اسپانسر مسابقات جهاني شرکت IBM است که تمام هزينه اقامت تيمها را در روزهاي مسابقات مي پردازد و با توجه به مکاتباتي که ACM با سفارت کانادا انجام داده بود مبني بر اينکه در تمام تاريخ برگزاري اين مسابقات (32 سال) تمام اعضاي تيمهاي شرکت کننده در مسابقات جهاني به کشور خود بازگشته اند در نتيجه دليل غير سياسي براي عدم ارائه ويزا به تيمها از طرف سفارت کانادا وجود نداشته است.
همچنين با توجه به اوضاع سياسي اخير ايران، دادن ويزا به اتباع ايراني بسيار سخت شده و افراد زيادي از رفتن به اين کشورها در ايران باز مي مانند. مثلا بازماندن تيم دوچرخه سواري از مسابقات جام جهاني در انگليس که انتخابي المپيک هم بود و يا خانواده هايي که براي ديدن فرزندان خود قصد سفر به اين کشورها را دارند. يا مشکلاتي که براي گرفتن ويزاها براي شرکت در کنفرانس ها پيش مي آيد.
آفرينش: پس دانشگاه شريف چگونه موفق به گرفتن ويزا و اعزام به مسابقات شد؟
متاسفانه مسئولان دانشگاه شريف که مسئول برگزاري مسابقات منطقه اي غرب آسيا مي باشند، به شدت به دنبال منافع دانشگاهي خود هستند و به تيمهاي ساير دانشگاهها که به مسابقات جهاني راه پيدا مي کنند توجهي ندارند. مسئولان دانشگاه صنعتي شريف بدون اطلاع ساير تيمها با سفير کانادا (يا کنسول) ديداري داشته و مثل اينکه اين ديدار در گرفتن ويزا تاثير زيادي داشته است. از مسئولان دانشگاه شريف که مسئول مسابقات ICPC/ACM غرب آسيا هستند انتظار مي رفت که در اين ديدار رايزني لازم براي گرفتن ويزاي ساير تيمهاي ايراني را انجام دهند. اميدوارم که اين صحبتها باعث کمرنگ شدن زحماتي که اين عزيزان براي برگزاري مسابقات ICPC/ACM غرب آسيا مي کشند، نشود ولي اميدوارم که اين ضعفها در سالهاي آينده بر طرف شود.
آفرينش: پيگيري اين موضوع از طرف شما به چه نتيجه اي رسيده است؟
با توجه به کمبود وقت اقدام خاصي نمي شد صورت بگيرد فقط با اظهار تاسف مسولين برگزاري اين مسابقات روبرو شديم!
آفرينش: به نظر شما، حمايت مسئولان از نخبگان علمي کشور در اين زمينه و به طور کلي تا چه ميزان بوده است و انتظار شما در اين موارد چيست؟
حمايت مسئولين ضعيف است. به عنوان مثال تيم هاي برنامه نويسي که به عنوان نماينده ايران به اين مسابقات اعزام مي شوند براي کسب مجوز خروج نياز به گذاشتن وديعه کلان در نظام وظيفه دارند که به سختي مهيا مي شود يا مشکلات عديده اي که براي تامين هزينه بليط براي شرکت در مسابقات جهاني مي شود. خوشبختانه در سالهاي اخير بخش خصوصي کمک هاي زيادي در اين زمينه کرده است. براي گرفتن هزينه از بخش دولتي مشکلات زيادي وجود دارد و پس از تصويب تامين اين هزينه گرفتن آن نيز مشکلات و امور اداري بسيار زيادي دارد. اميدواريم که اين مشکلات در آينده نزديک حل شود و مسئولان توجه بيشتري به قشر نخبه کشور نمايند.
آفرينش: تاثيرات ناشي از چنين مسايلي را بر قشر نخبه کشور چگونه ارزيابي مي کنيد؟
مسلما کمرنگ تر شدن انگيزه براي شرکت در چنين مسابقاتي مهمترين تاثير چنين برخوردهايي است. چون بعد از ماهها تمرين، تيم، از اعزام به مسابقات باز مي ماند. همچنين کمرنگ شدن حس ملي تاثير نامطلوب ديگر در اين زمينه است. چون در کشورهاي ديگر اين مشکلات وجود ندارد و همچنين امکانات بيشتري در اختيار آنها قرار مي گيرد.
آفرينش: اگر نکته ناگفته اي باقي مانده است، بفرماييد.
لازم به ذکر است که سطح اين مسابقات خيلي بالاست و به همين دليل رتبه ي کسب شده تيم هاي ايراني معمولا نسبت به مسابقات ديگر پايين تر مي باشد که همين باعث کم توجهي به اين مسابقات شده است به عنوان مثال رتبه امسال دانشگاه شريف سيزدهم رتبه بسيار خوبي است. در پايان لازم مي دانيم به اعضاي تيم دانشگاه صنعتي شريف تبريک بگوييم.
آفرينش:از شما به خاطر سعه صدرتان سپاسگزار و موفقيت شما را در مسابقات و درجات علمي بالا تر خواستارم.

25فروردين روز بزرگداشت عطار نيشابوري


فريدالدين عطار نيشابوري: فريدالدين ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهيم بن اسحق عطار کدکني نيشابوري شاعر و عارف نام آور ايران در قرن ششم و آغاز قرن هفتم است. ولادتش به سال 537 در کدکن از توابع نيشابور اتفاق افتاده است.
از ابتداي کار او اطلاعي در دست نيست جز آنکه نوشته اند پدر وي در شادياخ نيشابور، عطار عظيم القدري بود و بعد از وفات او فريدالدين کار پدر را دنبال کرد و دکان عطاري (دارو فروشي) آراسته داشت.
مسلما عطار در آغاز حيات و گويا تا مدتي از دوره ي تحقيق در مقامات عرفاني ، شغل دارو فروشي خود را که لازمه ي آن داشتن اطلاعاتي از طب نيز بوده حفظ کرده و در داروخانه سرگرم طبابت بوده است. خود در کتاب خسرونامه گويد:
به من گفت اي بمعني عالم افروز   چنين مشغول طب گشتي شب و روز
و باز در مصيبت نامه گفته است:
مصيبت نامه کاندوه جهانست   الهي نامه کاسرار عيانست
به داروخانه کردم هر دو آغاز چگونه زود رستم زين و آن باز
به داروخانه پانصدشخص بودند   که در هر روز نبضم مي نمودند
با توجه به اشاره ي شاعر ، معلوم مي شود که انقلاب حال او هم در زمان پزشکي و داروگري دست داده بود و او آثاري در همان ايام پديد آورد. بنابراين افسانه ي معروفي که درباره ي انقلاب حال عطار موجود است ساختگي به نظر مي آيد. درباره ي اين حادثه جامي چنين آورده است: « گويند سبب توبه وي آن بود که روزي در دکان عطاري مشغول معامله بود ، درويشي آنجا رسيد و چندبار- شيءالله – گفت. وي به درويش نپرداخت. درويش گفت اي خواجه تو چگونه خواهي مرد؟ عطار گفت چنانکه تو خواهي مرد! درويش گفت تو همچون من مي تواني مرد؟ عطار گفت: بلي! درويش کاسه ي چوبين داشت ، زير سرنهاد و گفت الله و جان بداد. عطار را حال متغير شد ، دکان بر هم زد و به اين طريق در آمد.»
عرفا درباره مشايخ متقدم از اينگونه اقوال بسيار دارند. مسلماً انقلاب حال عطار در همان اوان که از راه پزشکي و داروفروشي به خدمت خلق سرگرم بود ، دست داد و او که سرمايه ي کثيري از ادب و شعر اندوخته بود ، انديشه هاي عرفان خود را به نظم روان دل انگيز در مي آورد و همچنان به کار خود ادامه مي داد و اين حالت بسياري از مشايخ بود که وصول به مقامات و مدارج معنوي آنان را از تعهد مشاغل دنيوي و کسب معاش باز نمي داشت.
نورالدين عبدالرحمن جامي ، يعني قديمي ترين کسي از متصوفه که به زندگي عطار اشاره کرده ، او را از مريدان شيخ مجدالدين بغدادي - معروف به خوارزمي - از تربيت يافتگان شيخ نجم الدين کبري شمرده است. اگر چه عطار در ابتداي تذکرة الاوليا به رابطه ي خود با مجدالدين بغدادي اشاره کرده است ، ليکن در آنجا تصريحي نيست بر اينکه از پيروان و تربيت يافتگان وي باشد. به هر حال عطار قسمتي از عمر خود را به رسم سالکان طريقت در سفر گذراند و از مکه تا ماوراء النهر بسياري از مشايخ را زيارت کرد و در همين سفرها و ملاقاتها بود که به خدمت مجدالدين بغدادي نيز رسيد. مي گويند در پيري شيخ هنگامي که بهاءالدين محمد پدر جلال الدين محمد معروف به مولوي با پسر خود رهسپار عراق بود، در نيشابور به خدمت شيخ رسيد و شيخ نسخه اي از اسرار نامه خود را به جلال الدين که در آن هنگام کودکي خردسال بود، بداد.
عطار مردي پرکار و فعال بود و چه هنگام اشتغال به کار عطاري و چه در دوره ي اعتزال و گوشه گيري ، که گويا در اواخر عمر دست داده بود ، به نظم مثنويهاي بسيار و پديدآوردن ديوان غزليات و قصائد و رباعيات خود و تأليف کتاب نفيس و پر ارزش تذکرة الاوليا سرگرم بود. دولتشاه درباره آثار او گويد: « و شيخ را ديوان اشعار بعد از کتب مثنوي چهل هزار بيت باشد از آن جمله دوازده هزار رباعي گفته و از کتب طريقت تذکرة الاولياء نوشته و رسايل ديگر به شيخ منسوب است ، مثل اخوان الصفا و غير ذلک و از نظم آنچه مشهور است اين است: اسرارنامه ، الهي نامه ، مصيبت نامه ، جواهرالذات ، وصيت نامه ، منطق الطير ، بلبل نامه ، حيدرنامه ، شترنامه ، مختارنامه و شاهنامه. دوازده کتاب نظم است و مي گويند چهل رساله نظم کرده و پرداخته؛ اما نسخ ديگر متروک و مجهول است و قصايد و غزليات و مقطعات شيخ به همراه رباعيات و کتب منثور وي از صدهزار بيت افزون است.»
شاعر خود در قسمتي از منظومه خسرو نامه ي خويش مثنويات خود را نام برده است. غير از آنچه در قول دولتشاه و ابيات عطار ديده ايم آثار متعدد ديگري را نيز بدو نسبت داده اند و به قول هدايت در رياض العارفين «گويند کتب شيخ يکصد و چهارده جلد است» و اين عدد حقيقتا اغراق آميز به نظر مي رسد.
غير از اسرارنامه ، الهي نامه ، مصيبت نامه ، جواهرالذات (يا جوهر ذات) ، وصيت نامه ، منطق الطير ، بلبل نامه ، حيدرنامه ، (يا حيدري نامه)، شترنامه ، مختارنامه ، شاهنامه ، خسرونامه (يا گل و خسرو) ، ديوان غزليات و قصايد و رباعيات که تاکنون ديده و گفته ايم ، منظومه اي ديگر به نام مظهر العجايب ، هيلاج نامه، لسان الغيب ، مفتاح الفتوح ، بيسر نامه (يا پسرنامه) ، سي فصل و جز آنها را هم بدو منسوب دانسته اند که بعضي از آنها به سبب رکاکت الفاظ و سستي فکر و انديشه و اظهار تمايل شديد و متعصبانه به تشيع ، مسلماً از عطار نيشابوري نيست و از شاعر ديگريست که به عطار نسبت يافته است. مرحوم استاد سعيد نفيسي در کتاب خود درباره ي شرح احوال عطار ، در اين باره بحثي مستوفي دارد که بايد به آن مراجعه کرد. با اين حال بايد متوجه بود که نفي انتساب بعضي از منظومه هاي منسوب به عطار نيشابوري ، دليل آن نمي شود که آثار منظوم او را اندک بدانيم زيرا شاعر خود کثرت اشتغال خويش را به شعر و به نظم منظومه هاي گوناگون ياد کرده و به اينکه معاصران به همين سبب وي را "بسيارگوي" دانسته بوده اند اشاره نموده است.
از ميان اين مثنويهاي عرفاني دل انگيز از همه مهمتر و شيواتر که بايد آن را تاج مثنويهاي عطار دانست ، منطق الطير است ؛ منظومه اي رمزيست بالغ بر4600 بيت که موضوع آن ، بحث طيور در مورد يک پرنده داستاني به نام سيمرغ است. مراد از طيور در اينجا سالکان راه حق و مراد از سيمرغ وجود حق است.
از ميان انواع طيور که اجتماع کرده بودند هدهد سمت راهنمايي آنان را پذيرفت (= پير مرشد) و آنان را که هر يک به عذري متوسل مي شدند (تعريض به دلبستگي ها و علايق انسان به جهان که هر يک به نحوي مانع سفر او به سوي حق مي شود) ، با ذکر دشواريهاي راه و تمثل به داستان شيخ صنعان ، در طلب سيمرغ به حرکت در آورد و بعد از طي هفت وادي صعب که اشاره است به هفت مرحله از مراحل سلوک ( يعني : طلب ، عشق ، معرفت ، استغناء ، توحيد ، حيرت ، فقر و فنا) ، بسياري از آنان به علل گوناگون از پاي در آمدند و از آن همه ، مرغان تنها سي مرغ بي بال و پر و رنجور باقي ماندند که به حضرت سيمرغ راه يافتند و در آنجا غرق حيرت و انکسار و معترف به عجز و ناتواني و حقارت خود شدند و به فنا و نيستي خود در برابر سيمرغ توانا آگهي يافتند تا بسيار سال برين بگذشت و بعد از فنا زيور بقا پوشيدند و مقبول درگاه پادشاه گرديدند.
اين منظومه عالي کم نظير که حاکي از قدرت ابتکار و تخيل شاعر در به کار بردن رمزهاي عرفاني و بيان مراتب سير و سلوک و تعليم سالکان است ، از جمله شاهکارهاي جاويدان زبان فارسي است. نيروي شاعر در تخيلات گوناگون ، قدرت وي در بيان مطالب مختلف و تمثيلات و تحقيقات و مهارت وي در استنتاج از بحثها ، و لطف و شوق و ذوق مبهوت کننده او در تمام موارد و در تمام مراحل ، خواننده را به حيرت مي افکند و بدين نکته اقرار مي دهد که پرگويي عطار که معاصران او مي گفته اند ، از مقوله ي گفتار مکثاران ( زياده گويان ) ديگر نيست که بيهوده گويند. اين مرد چيره دست توانا و اين عارف واصل دانا ، حقايق فراوان را به سرعت درک مي کرد و با زباني که در رواني و گشادگي از عالم بالا تاييدات بي منتهي داشت ، به نظم در مي آورد. شاعري کردن دراين موارد براي او به منزله ي سخن گفتن مردي بود که به فصاحت و بلاغت خود گرفته باشد و هر چه گويد فصيح و بليغ باشد. وجود چنين منظومه ي عالي کم نظيري است که ما را از قبول منظومه ي سست و بي مايه اي مانند مظهر العجائب و لسان الغيب به نام عطار باز مي دارد. غالب منظومه هاي عطار و همچنين ديوان قصائد او در ايران و هند به طبع رسيده و بعضي از آنها مکرر چاپ شده است.
اثر منثور عطار ، کتاب تذکرة الاولياء اوست که از کتب مشهور پارسي و از جمله مآخذ معتبر در شرح احوال و گفتارهاي مشايخ صوفيه است. در اين کتاب سرگذشت نود و شش تن از اولياء و مشايخ با ذکر مقامات و مناقب و مکارم اخلاق و نصايح و مواعظ و سخنان حکمت آميز آنان آمده است. شيوه ي نگارش اين کتاب بر همان منوال است که در آثار منظوم عطار مي بينيم ؛ يعني نثر آن ساده و دور از تکلف و مقرون به فصاحت طبيعي کلام پارسي است و تأليف آن بايد در پايان قرن ششم يا اوايل قرن هفتم صورت گرفته باشد.
عطار در قتل عام نيشابور به سال 618 به دست سپاهيان مغول به شهادت رسيد و مزار او هم در جوار آن شهر است.
عطار بحق از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نام آور تاريخ ادبيات ايران است. کلام ساده و گيرنده ي او که با عشق و اشتياقي سوزان همراه است ، همواره سالکان راه حقيقت را چون تازيانه ي شوق به جانب مقصود راهبري کرده است. وي براي بيان مقاصد عاليه ي عرفاني خود بهترين راه را که آوردن کلام بي پيرايه ي روان و خالي از هر آرايش و پيرايش است، انتخاب کرده و استادي و قدرت کم نظير او در زبان و شهر به وي اين توفيق را بخشيده است که در آثار اصيل و واقعي خود اين سادگي و رواني را که به رواني آب زلال شبيه است ، با فصاحت همراه داشته باشد. وي اگر چه در ظاهر کلام خود وسعت اطلاع سنائي و استحکام سخن و استادي و فرمانروايي آن سخنور نامي را در ملک سخن ندارد، ولي زبان نرم و گفتار دل انگيز او که از دلي سوخته و عاشق و شيدا بر مي آيد حقايق عرفان را به نحوي بهتر در دلها جايگزين مي سازد و توسل او به تمثيلات گوناگون و ايراد حکايات مختلف هنگام طرح يک موضوع عرفاني مقاصد معتکفان خانقاه ها را براي مردم عادي بيشتر و بهتر روشن و آشکار مي دارد.
شايد به همين سبب است که مولانا جلال الدين بلخي رومي که عطار را قـُدوه ي عشاق مي دانسته:
(هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم يک گوشه ايم)
او را به منزله روح ،و سنائي را چون چشم او معرفي کرده و گفته است :
عطار روح بود سنائي دوچشم او   ما از پي سنائي و عطار آمديم
و جامي شاعر سخن شناس درباره ي او گفته است: « آن قدر که اسرار توحيد و حقايق اذواق و مواجيد در مثنويات و غزليات وي اندراج يافته ، در سخنان هيچ يک از اين طايفه يافته نمي شود.»
مرجع:
 
 

اردوی سوقند نیشابور

دیر رسیده بودم. آنها رفته بودند اما مه صبحگاهی نیشابور در پای رشته کوههای بینالود در هیچ حای دنیا نظیر ندارد؛ نم دلنشینی هم هوا را معطر کرده بود و در لطافت فضا سهم داشت. این بازیگوشی من پایان ندارد.

وقتی بهشان رسیدم نفسم بریده بود؛ احساس پیری بهم دست داد.

 

صبحانه اولویت ویژه ای دارد مخصوصا اگر نان و پنیر و گوجه و ... در پای کوه بلند، کنار دوستان باشد.

 

هرجا بود صحبت بهار بود. شکفتن، زنده شدن، میل به نو شدن. خودِ شدن. هر چند که زمستانی باشد سخت، پربرف و پر محنت. شکستن حصار و زندان زمستان واقعا جان مرا تازه می کند.  بهار آزادی است.


به راه افتادیم. راه پر پیچ و خم بود و سنگلاخ اما خالی از لطف هم نبود. عکسهای خوبی گرفتیم.  در راه حتی تابلوهای راهنمایی و رانندگی !!! هم بود اما به شیوه کوهستانی.

 

 

 

همه تلاش ما برای رسیدن به چشمه بود. چه آب خنک و گوارایی داشت؛ صاف، زلال.  وقتی به بالا رسیدیم تمام منطقه در زیر پای ما بود. قرار گرفتن در بلندی توقع آدمی را بالا می برد. احساس غرور و قدرت می کنی، می خواهی به همه چیز احاطه داشته باشی، خدایی کنی ولی خودمانیم؛ چه لذتی هست در پریدن...

 

 

 

عیسای مسیح و دو تن از حواریونش ...

 

 

عکس دسته جمعی گرفتیم و بازگشتیم.

 

 

پ.ن1: لازم است تشکر کنم از آقای برزنونی به خاطر زحمت فراوانی که برای اردو کشیدند. خیییییلی ممنون.

پ.ن2: هنگام نوشتن این مطلب دوستی در sms گفت که بنویس همین که همگی سالم و سلامت رسیدیم چیزی شبیه معجزه بود. معجزه بودن ما با همدیگر است.

پ.ن۳: یک سری از عکسها را گذاشته ام اینجا. این را هم ببینید و ببینید که پسرها تا چه اندازه می توانند قسی القلب باشند

 

نقل از : صبح روز بعد

 

افتخار آفرینان (گپ و گفتگو با سینا مسیح آبادی)

حول و حوش ساعت ۱۲ نیمه شب، خوابگاه زنجان دانشگاه شریف. در محیطی صمیمی و بی ریا به سراغ سینا مسیح آبادی آمدیم تا لحظاتی را با او به گپ و گفتگو بپردازیم. نظر شما را به این گزارش جلب می کنم.

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 



- اول خودت رو یه معرفی بکن و موفقیت هایی رو که بهش رسیدی بگو.

* من سینا مسیح آبادی هستم دانشجوی سال اول کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه شریف. در کنکور سراسری سال 82رتبه 134 منطقه دو شدم و صنایع شریف را انتخاب كردم و در کنکور كارشناسي ارشد سال 86 رتبه ام یک شد و دوباره برای کارشناسی ارشد  مهندسي صنايع دانشگاه شریف رو انتخاب کردم. همچنین از فارغ التحصیلان مرکز شهيدبهشتي هستم.

 

- و همچنین درحال حاضردبیر کانون دانش آموختگان سمپاد.

می خواستم ببینم که رتبه یک آوردن و به طور کلی در سیستم آکادمیک و کنکور موفق بودن تاثیری در آینده فرد و یا دید مهندسی داره یا نه این مقوله ها کاملا از هم جداست؟

* در مورد رتبه یک بطور خاص که نمی شه چیزی گفت. اگه بخوام در مورد کنکور صحبت کنم، مثلا تو رشته ای مثل رشته خودم دروسی که تو کنکور وجود داره یه سری دروس پایه است و جزء حداقل هایی است که یک مهندس صنايع باید بهش تسلط داشته باشه. کنکوری خوندن اصولا چیز جالبی نیست یعنی کسی بهش علاقه مند نیست ولی در مقطع کارشناسی ارشد یه مقدار کنکور فرق داره می شه گفت یه مقدار مفهومی تره و به اون شدت نیاز به خوندن صرف نداره ولی اون زمانی که مجبور می شی برای کنکور وقت بذاری تا بتونی یه رتبه خوب بیاری مانع می شه که به بقیه فعالیت هات برسی.

برای اینکه مهندس خوبی باشیم چیزی به اسم کنکور لازم نیست اما برای آینده کاری تو كشور ما خیلی لازمه.

 

- اصلا تعریفت از یک مهندس خوب چیه؟

* یک مهندس خوب کسیه که بتونه از داشته های تئوریش تو عمل استفاده کنه. چون کار مهندس اصولا کاربرد تئوری در عمله. که البته فکر می کنم در این زمینه خيلي ضعیفیم.

 

- کلا توصیه ات به بچه ها نسبت به کنکور ارشد چیه؟

* کنکور ارشد به پایه فرد خیلی بستگی داره به نظر من تاثیر پایه قوی تو کنکور ارشد از کارشناسی خیلی بیشتره و تاکید، بیشتر روی مفاهیمه. به خاطر همین هرکس با توجه به اولا جایی که دوست داره قبول بشه و حدود رتبه ای که می خواد و با توجه به توانایی هایی که از خودش سراغ داره و پایه ای که حس می کنه نسبت به بچه ها داره؛ باید برنامه درسی اش رو میزون کنه. اما نمی شه یک فرمول خاص داد که چی خوبه و یا چی بده! در کل می شه گفت کنکور ارشد نسبت به کارشناسی درس خوندن کنکوریش خیلی کمتره.

 

- می شه از صحبتهات نتیجه گرفت که کنکور ارشد ماحصل تلاش های فرد از اول دوره کارشناسیه و چیزی نیست که بشه خیلی سریع و کوتاه مدت بهش رسید؟

* البته به طور کوتاه مدت رتبه ارشد رو خیلی می شه جابجا کرد ولی اگه رتبه خیلی خوبی بخوایم ،مثلا تک رقمی، حرف شما درسته. اما با یک برنامه کوتاه مدت هم می شه از سطح قبول نشدن به قبولی رسید.

 

- شرایط زندگی خوابگاهی ممانعتی برای درس خوندن ایجاد نمی کرد؟

* تو زندگی خوابگاهی مواقعی که لازمه زیاد درس بخونی و یا دوست داری زیاد درس بخونی نمی تونی. محدودیت های زیادی وجود داره. البته هم خوبی داره و هم بدی ولی در مجموع به نظر من مانع پیشرفت نیست. اما خیلی وقتها به طور کوتاه مدت ایجاد اشکال تو برنامه می کنه ولی در بلندمدت خیلی مشکل خاصی ایجاد نمی کنه.

 

- تو کنکور ارشد چه فاکتورهای دیگه ای غیر از خود آدم ممکنه دخیل باشه؟

* یکیش ممکنه منابع باشه که خوشبختانه الآن برای همه وجود داره و در دسترسه. اما اگه بخوایم فاکتورای لازم رو بگیم: پایه قوی، هدفمندی درس خوندن و برنامه ریزی درست. که البته این برنامه ریزی ممکنه خیلی کلی باشه و برای هرکس فرق می کنه. البته یه سری عوامل هم عوامل تاثیرگذار روز کنکورن که خیلی هم شاید موثر نباشن.

 

- برنامه آینده ات چیه؟ ادامه تحصیل؟ موندن یا رفتن از ایران؟

*در حال حاضر به ادامه تحصیل فکر می کنم و چیزی که الآن تو ذهنمه اینه که برم و تو یه دانشگاه معتبر ادامه تحصیل بدم.

 

- این رفتن برگشتن هم داره یا نه؟

* از الآن اظهار نظر کردن راجع به همچین چیزی منطقی به نظر نمی رسه. اما چیزی که الآن فکر می کنم اینه که می خوام برگردم چون حس می کنم تعلقات خیلی زیادی به اینجا دارم حداقل 24 سال از زندگیم رو اینجا گذروندم! و شخصیت آدم تو همین دوران شکل می گیره.

 

- با وجود مشغله زیاد چه عاملی باعث شده تا تو کانون دانش آموختگان سمپاد همکاری بکنی؟

* به نظر من آدم باید پیوندهاش رو با شهرش و دوستان دوران گذشتش حفظ کنه. هرچند که مشغله اش زیاد باشه یا خیلی دور باشه. کانون یکی از وسایلی است که می شه باهاش این دوستی ها رو حفظ کرد.

 

- تعریفت از موفقیت چیه؟ و خودت تو این تعریف می گنجی یا نه؟

* موفقیت به نظر من در درجه اول نسبت به خود فرد تعریف می شه بعد نسبت به اجتماع تعریف می شه. یه سری موفقیت ها رو شاید بشه موفقیت های مطلق در نظر گرفت فرضا قبول شدن تو یه دانشگاه خوب برای هر کسی یه موفقیت محسوب می شه. ولی خیلی از امور به ظاهر جزئی ممکنه موفقیت تلقی بشه. تصوری که خود آدم از خودش داره و جایگاهی که برای خودش در آینده متصوره! به نظر من هر کاری و هر قدمی که در راستای رسیدن به تصویر ذهنی خود آدم از خودش باشه و قدم مثبت به اون سمت باشه موفقیته. حالا بعضی از قدم ها بزرگترند بعضی ها کوچکتر.

 

- قسمت دوم سوالم؟

* در مجموع از فعالیت هایم راضی بودم شاید می شد بهتر هم باشم ولی در کل ناراضی نیستم.

 

- خب سینا جان من دیگه سوالی ازت ندارم. اگه حرف خاصی مونده که می خوای بگی من در خدمتم.

* حرف خاص... یه چیزه که فکر می کنم لازمه بگم. درس فقط یکی از جنبه های نه چندان مهم زندگیه. مهم هست ولی نباید جنبه اصلی زندگیت بشه. به عنوان یک کل می شه گفت درس یک وسیله است، یک هدف نیست. مثلا می شه به وسیله درس به این هدف که علاوه بر این که از یک سطح مناسب زندگی برخوردار باشی و لذت شغلی داشته باشی بتونی به بقیه هم کمک کنی و مفید واقع بشی برسی.

 

- ممنون از وقتی که بهم دادی.

* خواهش می کنم.

 

دومین کارسوق علمی کانون دانش آموختگان سمپاد

دومین کارسوق علمی دانش آموختگان سمپاد در سال تحصیلی 86-87 در مراکز شهید بهشتی و فرزانگان برای دانش آموزان دبیرستانی برگزار شد. این کارسوق در روز پنج شنبه 23 اسفند در مرکز فرزانگان و در روز شنبه 25 اسفندماه در مرکز شهید بهشتی برگزار شد. البته قابل به ذکر است که به علت عدم همکاری کامل مسئولین مرکز فرزانگان کارسوق در این مرکز به طور کامل برگزار نگردید.

کارسوق یک طرح کوتاه مدت است که در آن با ارائه مباحث علمی جدید و غیر تخصصی سعی بر گسترش سطح نگرش دانش آموزان و ایجاد انگیزه دارد. یکی دیگر از اهداف کار سوق این است تا خلاقیت دانش آموزان را به کار گرفته و فرهنگ انجام کارهای تیمی را گسترش دهد. مباحث باید تا حد ممکن عمومیت داشته باشد و خیلی ریز و تخصصی نشود. همچنین در این کارسوق ها باید دید صرفا کنکوری را برداشته و دانش آموزان را به علوم به خاطر کاربرد آنها علاقه مند کرد.

این کارسوق در دو زیرگروه اصلی علوم تجربی و ریاضی فیزیک برگزار شد. موضوعات ارائه شده عبارتند از:

 

زیرگروه ریاضی فیزیک

 

آشنایی با نانو تکنولوژی

ارائه دهنده: آقای فرزاد سخاوتی دانشجوی رشته های مهندسی مکانیک و فیزیک (دو رشته ای) دانشگاه صنعتی امیرکبیر

 

Image and video hosting by TinyPic

 

برنامه ریزی ریاضی

ارائه دهنده: آقای سینا مسیح آبادی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف

 

Image and video hosting by TinyPic

 

اصول مهندسی

ارائه دهنده: فربد میرشاهی دانشجوی رشته مهندسی پلیمر دانشگاه صنعتی امیرکبیر

 

Image and video hosting by TinyPic

 

زیرگروه علوم تجربی

 

رنگ آمیزی باکتری ها

ارائه دهنده: خانم سمیرا بیگی دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه بابل

 

جذب و انتقال مواد در گیاه و پرورش قارچ

ارائه دهنده: خانم معصومه عظیمی دانشجوی رشته زیست دانشگاه تهران

 

Image and video hosting by TinyPic

 

آشنایی با ایمنی شناسی و تعیین گروههای خونی

ارائه دهنده: خانم مریم اسماعیلی دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه بابل

 

Image and video hosting by TinyPic

 

آشنایی با میکروسکوپ و طرز کار آن

ارائه هنده: خانم شقایق فرهادیان دانشجوی رشته زیست دانشگاه فردوسی مشهد

 

Image and video hosting by TinyPic

 

اما سوالی که ممکن است پس از برگزاری کارسوق مطرح شود این است که آیا کارسوق به عنوان یک طرح کوتاه مدت در نهایت برای دانش آموزان مفید خواهد بود؟

در پاسخ باید گفت: هر چند کارسوق یک طرح کوتاه مدت است، اما دلیل بر آن نمی شود که کل تاثیر پذیری آن تنها به روز برگزاری خلاصه شود. برای جلوگیری از این نقیصه ارائه دهندگان آدرس های اینترنتی و راه ارتباط خود را به دانش آموزان معرفی کردند. همچنین پس از ایجاد انگیزه در دانش آموزان، ادامه راه کارسوق ها را باید گروه های آموزشی کانون طی کنند. یعنی گروه های آموزشی موظفند تا پس از ایجاد انگیزه توسط طرح کوتاه مدتی به نام کارسوق، آنها را به هدف دراز مدت برسانند. همچنین یک راه دیگر ارائه مطالب به طور مستمر در برد کانون است و همان طور که ذکر شد هدف ایجاد انگیزه است برای رسیدن به هدف و باقی راه را باید بیشتر خود دانش آموزان بپیمایند.

طبق نظرسنجی ای که در پایان این کارسوق صورت گرفت 38.70 درصد دانش آموزان نحوه ارائه مطالب را عالی 45.16 درصد خوب 15.32 درصد متوسط و 0.8 درصد ضعیف ارزیابی کردند. همچنین موضوعات پیشنهادی دانش آموزان برای کارسوق های بعدی به ترتیب معرفی رشته های دانشگاهی، نانوتکنولوژی، نجوم، فیزیک، علوم تجربی، الکترونیک، کامپیوتر، ریاضی، پزشکی، اعضای بدن و رباتیک است.