تبليغاتX
کانون دانش آموختگان سمپاد نیشابور

شب یلدا برای دانشچویان نیشابوری دانشگاه های تهران

دانشجویان نیشابوری دانشگاه های تهران روز سه شنبه 27 آذر ماه به استقبال شب یلدا رفتند و به همین مناسبت گرد هم آمدند.
در این برنامه در حدود 90 نفر از دانشجویان نیشابوری حضور داشتند و در جمعی گرم و صمیمی به گفتگو پرداختند. حضور پر رنگ قدیمی تر ها در کنار دانشجویان کارشناسی از نکات جالب و قابل تأمل این گردهمایی بود. دیدار دوستان قدیمی که مدت ها بود یکدیگر را ندیده بودند سبب وقوع صحنه های بسیار زیبا و به یاد ماندنی شده بود.
ساعاتی پس از آغاز برنامه هم مهندس مظفری نماینده محترم مردم نیشابور در مجلس شورای اسلامی با حضور در جمع گرم و صمیمی دانشجویان به گفتگو با آنان پرداخت.
و این هم تعدادی از عکس های این برنامه:








برنده نوبل اقتصاد به شریف می آید

پروفسور شلینگ برنده‌ی نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۵ به شریف می‌آید. سوم دی ماه زمان حضور این دانشمند در دانشگاه شریف اعلام شده است.او در این روز در دانشگاه صنعتی شریف برای اساتید و دانش‌جویان سخنرانی خواهد کرد.
به دعوت دانشگاه صنعتي شريف، پروفسور توماس شلينگ که نوبل اقتصاد را به خاطر "بسط و توسعه‌ی درک تقابل‌ها و همکاری‌ها از طريق تحليل‌های نظريه‌ی بازی‌ها" دريافت نموده است، ۲۲ دسامبر برابر با اول دی ماه سال جاری به ايران مي آيد.
شلینگ کیست؟
پروفسور توماس شلينگ استاد دانشکده‌ی علوم سياسی دانشگاه‌های مريلند، جان اف کندی و هاروارد است. وی در سال ۱۹۹۱ به عنوان رييس مجمع اقتصاد آمريکا انتخاب شد و در حال حاضر نيز عضو برجسته‌ی اين مجمع است. ايشان همچنين موفق به دريافت جايزه‌ی عالی فرانک سيدمن در رشته‌ی اقتصاد سياسی و نيز جايزه‌ی فرهنگستان ملی علوم آمريکا شده است. از ديگر سوابق کاری ايشان مي توان به اشتغال در اداره‌‌ی کل فعاليت های اقتصادی اروپا، دانشگاه Yale ، موسسه‌ی Rand و مرکز امور بين الملل دانشگاه هاروارد اشاره داشت. هم اکنون پروفسور شلينگ به عنوان عضو برجسته‌ی انجمن ها‌ی ملی و بين المللی از جمله فرهنگستان ملی علوم آمريکا فعاليت می نمايد.
پروفسور شلينگ کتاب‌های متعددی در زمينه‌ی سياست‌های محيط زيست و انرژی، تغييرات اقليمی، کمک‌های خارجی، تجارت بين المللي، نظريه تقابل و چانه‌زنی، تبعيض و يکپارچگی نژادی، سياست‌های سلامت و بهداشت و موضوع اخلاق در سياست‌های بخش عمومی به رشته‌ی تحرير درآورده است. سخنرانی ايشان در دانشگاه شريف تحت عنوان "مديريت مشکلات گلخانه‌ای جهان" (Managing the World's Greenhouse Problem) در تاريخ دوشنبه ۲۴ دسامبر ۲۰۰۷ برابر با سوم دی ماه ۸۶ از ساعت ۳ تا ۵ بعد از ظهر در سالن جابربن حيان برگزار خواهد شد.

نقل از : سایت دانشگاه صنعتی شریف

افتخار آفرينان (گپ و گفتگو با محمدرضا خاني)

Image and video hosting by TinyPic


*سلام عرض مي كنم خدمت شما! خوب هستيد آقاي خاني؟

 

-سلام عليكم

 

*اول خودت رو يه معرفي بكن و موفقيت هايي كه بهش رسيدي بگو.

 

-محمدرضا خاني هستم. الآن در دانشگاه امير كبير، رشته مهندسي كامپيوتر نرم افزار مشغول به تحصيل هستم. سال سوم ترم پنجم! دبيرستان هم كه مركز شهيدبهشتي بودم. اما راجع به موفقيت هايي كه گفتيد، تو دبيرستان تونستم مدال نقره المپياد كامپيوتر رو كسب كنم. دانشگاه امير كبير قبول شدم و در ادامه ي همون المپياد مسابقه برنامه نويسي دانشجويي (اي.سي.ام) شركت كردم كه تو غرب آسيا سوم شديم و تو مسابقات جهاني 26 ام.

 

*مي خواستم بپرسم اولش اصلا از كجا شروع شد؟ يعني كي فهميدي تو اين زمينه مستعدي؟ و چه انگيزه اي واسه شروع كردن كارت داشتي؟!

 

-كلا رياضي رو دوست داشتم. سال اول دبيرستان مرحله اول المپياد كامپيوتر قبول شدم. و به مقوله ي المپياد علاقه مند شدم. بعد سال دوم هم مرحله اول قبول شدم اما براي سال سوم كل تابستون رو نشستم براي المپياد خوندن كه بعدش هم قبول شدم و نقره گرفتم.

 

*فرد خاصي هم مشوقت بود يا بيشتر خودت دنبال بودي؟

 

-آره، پدر و مادرم! و تو مدتي كه براي كلاسا رفته بودم مشهد بچه هاي المپيادي برامون صحبت كردن كه اونم باعث ايجاد انگيزه شد.

 

*اگه بخواي يه اولويت بندي بين تاثير فاكتورايي مثل خودت، خانواده و محيط كه شامل دوستان و اساتيد ميشه بكني. اين كار رو چطور انجام ميدي؟

 

-بطور کلی اول از همه خود آدمه، بعدش خانواده، بعدش هم جو اساتيد و دوستان. البته اينها نسبي اند و براي هركس ممكنه فرق كنه مثلا اگه يه استاد خوب تو مسيرت قرار بگيره ممكنه خيلي تاثير بذاره.

 

*خودت از اول فكر مي كردي تا اينجا بتوني ادامه بدي؟ اعتماد به نفس و انگيزه رسيدن تا اينجا رو داشتي؟

 

-سال اول و دوم نه! اما از تابستوني كه رسما شروع كردم به خوندن هم انگيزه اش رو داشتم هم اعتماد به نفسش رو. و به قصد قبول شدن شروع كردم و هدفم رو كاملا پيدا كرده بودم.

 

*تو صحبتهايي كه قبلا با هم داشتيم، گفته بودي كنكور رو از اون چيزي كه خودت انتظار داشتي يه كم خراب تر كردي.

 

-آره، يه كم!

*و تو خودت نسبت به اين قضيه يه ديد مثبتي داشتي و گفتي كه بعدا باعث شد مسيرت باز تر بشه.

 

-اگه من قرار بود كنكور رو يه كم بهتر بدم همين رشته رو تو دانشگاه تهران مي خوندم ولي خوش شانسي اي كه من آوردم تو دانشگاه امير كبير اي.سي.ام به نهايت قوي تر از دانشگاه تهرانه و كلا اين فعاليت ها از سال بالايي ها به ما به ارث رسيده كه تو 9 بار مسابقه اي.سي.ام كه تو غرب آسيا برگزار شده 7 بار اميركبير مقام آورده.

 

*هدفم از پرسش اين سوال فقط اين بود كه بگم نرسيدن به يك موفقيت آني ممكنه تو دراز مدت خيلي به نفعت باشه.

 

-آره، وقتي مي شينم خوب فكر مي كنم دقيقا همين جوريه كه شما مي گي. يك مثال ديگه اگه بخوام بزنم اينه كه من تو دبيرستان جزء شاگردهاي اول نبودم ولي به قول شما همين شكست هاي لحظه اي باعث شد انگيزه ي زيادي پيدا كنم كه اومدم دانشگاه سعي كنم اين خلا رو كه از دوران دبيرستان داشتم پر كنم و براي همون ترم اول و دوم دانشگاه رو خيلي خوب شروع كردم و همون جوري كه خودتون مي دونيد تو دانشگاه ترم هاي اول رو هر جوري شروع كني تا آخر همون جور ميري.

 

*مي خواستم ببينم تو از تحصيل هدف خاصي داري؟ يا خيلي روتين مثل همه درس خوندي؟ "چون همه درس مي خونن من هم درس مي خونم" تا به يك وجهه اجتماعي و شغل و در نهايت پول برسي يا اينكه نه اهداف ديگه اي دنبال مي كردي؟

 

-اوايلش، تا چند سال اول دبيرستان چون همه درس مي خوندن من هم درس مي خوندم و توسط والدينم تشويق مي شدم. بعد از اينكه با كامپيوتر آشنا شدم فهميدم از اين رشته خيلي خوشم مياد و اين يه دليلي شد تا درس رو براي كامپيوتر بخونم. البته پول و وجهه ي اجتماعي مهمه ولي يه فاكتور ديگه كه براي من مهم بود علاقه به كامپيوتر بود.

 

*نتيجه گيري اي كه من از حرفات مي كنم اينه كه در كنار فاكتورايي كه براي اكثر افراد مهمه مثل پول و وجهه اجتماعي، علاقه هم بوده. ولي نميشه گفت صد در صد علاقه و يا صد در صد عوامل ديگه.

 

-دقيقا

 

*اگه اجازه بدي يه كم از جو دوران دبيرستان بالاتر بيايم و بريم به دانشگاه و مسابقات اي.سي.ام و كسب مقام سوم در غرب آسيا، يه كم راجع به اينا صحبت كن.

 

-درباره اين مسابقات بگم؟

 

*اين مسابقات رو يه معرفي كوچيك بكن.

 

-مسابقت اي.سي.ام از سطح اعتبار بالايي برخورداره. اي.سي.ام خودش يه گروهه كه كاراي زيادي تو زمينه كامپيوتر انجام ميدن. ميشه گفت يك گروه بزرگ جهانيه كه در زمينه كامپيوتر سيمينار ميذارن، مقاله ميدن و كارايي از اين قبيل. يه بخشي از اين گروه آي.سي.پي.سي (مسابقات جهاني برنامه نويسي دانشجويي) هست كه معتبرترين مسابقات برنامه نويسي دانشجويي جهان محسوب ميشه.

 

*كلا وضعيت ايران تو اي.سي.ام چه جوريه؟

 

-فكر مي كنم سال پيش يه نمونه خوبي باشه كه ما6 2 ام و شريف 14 ام شد. تقريبا تو همين مايه هاست. و بهترين حضور ايران تا حالا يك مدال نقره جهاني بوده كه تيم شريف تونسته بگيره. شايد به اندازه كافي تو اين زمينه كار نمي شه كه ايران خيلي مدال آور نيست.

 

*براي اي.سي.ام چه طور خوندي؟از يك برهه اي فقط براي اي.سي.ام خوندي؟ يا نه؟

 

-سال اول دنبال كاراي فوق برنامه بودم كه با اي.سي.ام آشنا شدم و آقاي بابك بهزاد (از كساني كه قبلا سه بار واجد شرايط شركت در مسابقات جهاني شدند) خيلي كمكم كرد و من روخيلي ترغيب كرد. همون جا تيم تشكيل داديم و شروع به تمرين كردن كرديم. سال اول كه نتونستيم از سطح دانشگاهي بالاتر بيايم. اما تابستون سال بعدش نشستم خوب براي اي.سي.ام كار كردم و با دو نفر ديگه آقايان حسين عزيزپور و هادي مشیدي تيم تشكيل داديم و تمرينهاي تيمي رو شروع كرديم. از دانشگاه بالا اومديم و يه برهه 3ماهه رو براي بالا اومدن از غرب آسيا فشرده تمرين كرديم.

 

*همكاري دانشگاه با شما چطوري بود؟

 

-فقط در حد قرار دادن امكانات (سایت و کامپیوتر و ...) و هزيته مسافرت ها. اين كه بگي استادي در اختيار ما گذاشتن نه! ما از دانشجوها كمك مي گرفتيم.

 

*ما شنيديم واحد سوئيس شركت گوگل ازتون دعوت كرده بود كه بريد سوئيس. رفتيد؟ چه طور بود؟

 

-بله، رفتيم. در واقع گوگل همه تيم هايي كه تو مسابقه جهاني بودن رو دعوت كرد.

 

*هدفش چي بود؟

 

-به نظر من بيشتر تبليغات بود و تا حدودي جذب نيرو از بين اين افراد. خيلي جنبه علمي نداشت و تو اون دو روزي كه اونجا بوديم دو،سه ارائه هم برامون گذاشتن.

 

*كلا تجربه خوبي بود؟ چيزي تونستي كسب كني؟

 

-بيشتر تفريحي بود و اگه مي خواستي فرصت خوبي بود تا بتوني وارد شركت گوگل بشي.

 

*امسال هم تصميم داري اي.سي.ام شركت كني؟ فكر مي كني تا چه حدي بتوني پيش بري؟

 

-بله. با همون تيم پارسال شركت مي كنيم. البته امسال يه كم تمرينمون كمتر شده. اما سعي مي كنيم كه به مسابقات جهاني راه پيدا كنيم اما بيشتر از اينش كاملا بستگي داره به فعاليتمون تو اون دوران.

 

*ما هم اميدواريم دوباره بتوني براي سمپادي هاي نيشابور و شهر نيشابور و در سطح بالاتر براي ايران افتخار كسب كني.

براي بچه هايي كه بخوان مسيرهايي شبيه اين مسيري كه تو طي كردي مثل المپياد و اي.سي.ام و... طي كنند چه توصيه اي داري؟

 

-تو سطح دبيرستان واقعا از بچه ها مي خوام خيلي زود وارد جو كنكور نشن و همون سال آخر رو كنكوري بخونن كافيه! و بنا به علاقه شون به نظر من تو يكي از المپيادها فعاليت كنن خيلي بهتره! و بعد هم كه وارد دانشگاه ميشن خب محيط خيلي براي انجام هر نوع فعاليت بازتره و اگه يه كم پيش زمينه داشته باشن خيلي سريع مي توني تو اون زمينه پيشرفت كنن.

 

*اين موفقيت ها تو رابطه اجتماعي و يا ابعاد ديگه زندگيت تاثير گذاشته؟

 

-فكر مي كنم روابط اجتماعي بيشتر به خود آدم بستگي داشته باشه جدا از اينكه آدم به ظاهر موفقي هست يا نه! ولي خب بي تاثير هم نبود. من به خاطر اي.سي.ام تا حدودي از جو هم ورودي ها دورتر شده بودم.

 

*موفقيت رو مي توني تعريف كني؟ و خودت رو تو اين تعريف بذار و بگو واقعا آدم موفقي بودي يا نه؟

 

-(با يك مكث طولاني) سؤال سختيه! خيلي جاي بحث داره. آدم موفق به نظر من كسيه كه احساس شادي داشته باشه و از گذشته اش هم راضي باشه و وقتي برمي گرده به گذشتش فكر مي كنه اين احساس رو نداشته باشه كه گذشتش رو هدر داده و کلا راضی باشه از چیزی که هست و یا خواهد بود.

 

*حالا خودت چي؟ موفقي؟

 

-نميشه گفت كاملا موفق. ولي از ديد خودم بد نيست.

 

*ابعاد ديگه زندگيت چي؟ به اونها هم رسيدي يا بقيه رو فداي اين يكي كردي؟

 

-(با خنده) اين برام مبهمه

 

*مثلا چقدر از خوشي هاي دوران جووني ات روبراي المپياد و اي.سي.ام از دست دادي؟

 

-آره خب. اين كار وقت زيادي از من گرفت و من مجبور شدم تا حدودي از بقيه فعاليتهايم بزنم. مثلا ورزش كردن و بودن با دوستان و اردو اومدن با بچه هاي نيشابوري رو از دست دادم. اما من از اين موضوع ناراحت نيستم.

 

*ارزشش رو داشت؟

 

-هم ارزشش رو داشت و هم اينها رو كاملا از دست ندادم فقط يه كم كمرنگتر شد. من هم تلاش زيادي كردم كه تك بعدي نباشم ودنبال ابعاد دیگه‌ی زندگیم هم باشم.

 

*فلسفه و زندگي و دين... تو اين زمينه ها هم مطالعه اي داشتي؟

 

-مطالعه كه خيلي نه. ولي سعي كردم تو اين ابعاد وارد بشم.

 

*نقطه اوج يا مدينه فاضله اي كه دوست داري بهش برسي چيه؟ يعني وقتي مي گن محمدرضا خاني دوست داري چه جور آدمي به نظرت بياد؟

 

-خيلي كليه... يه آدمي كه تو همه جنبه هاش موفق باشه!

 

*اگه احساس مي كني حرف خاصي مونده كه بايد بگي. من درخدمتم.

 

-نه. حرف خاصي براي گفتن ندارم همه سؤالا رو شما پرسيدين.

 

*خب محمدرضا جان ممنون از وقتي كه به من و در واقع كانون دانش آموختگان سمپاد اختصاص دادي.

 

-خواهش مي كنم!