کوهنوردی نیشابوریهای دانشگاههای تهران
دانشجويان ايرانی در آمريکا
بازی پرسپولیس و استقلال





مقاله دکتر محمود حسابی
از دوران رنسانس به این طرف، ملل غربی کمکم به پیشرفتهای صنعتی و ساختن ابزار نوین نایل آمدند و پس از گذشت یکی دو قرن، ابزار کار آنها به اندازهای کامل شد که ملل دیگر را یارای ایستادگی در برابر حمله آنها نبود. همزمان با این پیشرفت صنعتی، تحول بزرگی در فرهنگ و زبان ملل غرب پیدا شد؛ زیرا برای بیان معلومات تازه، ناگزیر به داشتن واژههای نوینی بودند و کمکم زبانهای اروپایی دارای نیروی بزرگی برای بیان مطالب مختلف گردیدند.
در اوایل قرن بیستم، ملل مشرق پی به عقبماندگی خود بردند و کوشیدند که این عقبماندگی را جبران کنند. موانع زیادی سر راه این کوششها وجود داشت و یکی از آنها نداشتن زبانی بود که برای بیان مطالب علمی آماده باشد. بعضی ملل چاره را در پذیرفتن یکی از زبانهای خارجی برای بیان مطلب دیدند؛ مانند هندوستان، ولی ملل دیگر به واسطه داشتن میراث بزرگ فرهنگی نتوانستند این راه حل را بپذیرند که یک مثال آن، کشور ایران است.
برای بعضی زبانها، به علت ساختمان مخصوص آنها، جبران کمبود واژههای علمی، کاری بس دشوار و شاید نشدنی است، مانند زبانهای سامی - که اشارهای به ساختمان آنها خواهیم کرد.
باید خاطرنشان کرد که شمار واژهها در زبانهای خارجی، در هر کدام از رشتههای علمی خیلی زیاد است و گاهی در حدود میلیون است. پیدا کردن واژههایی در برابر آنها کاری نیست که بشود بدون داشتن یک روش علمی مطمئن به انجام رسانید و نمیشود از روی تشابه و استعاره و تقریب و تخمین در این کار پُردامنه به جایی رسید و این کار باید از روی اصول علمی معینی انجام گیرد تا ضمن عمل، به بنبست برنخورد.
برای این که بتوان در یک زبان به آسانی واژههایی در برابر واژههای بیشمار علمی پیدا کرد، باید امکان وجود یک چنین اصول علمیای در آن زبان باشد. میخواهیم نشان دهیم که چنین اصلی در زبان فارسی وجود دارد و از این جهت، زبان فارسی زبانی است توانا، در صورتی که بعضی زبانها - گو این که از جهات دیگر سابقه درخشان ادبی دارند - ولی در مورد واژههای علمی ناتوان هستند. اکنون از دو نوع زبان که در اروپا و خاورنزدیک وجود دارد صحبت میکنیم که عبارتاند از: زبانهای هندواروپایی (Indo-European) و زبانهای سامی (Semitic) [= زبانهای: عبری، عربی، اکدی، سریانی، آرامی و…]. زبان فارسی از خانواده زبانهای هندواروپایی است.
در زبانهای سامی واژهها بر اصل ریشههای سه حرفی یا چهار حرفی قرار دارند که به نام ثلاثی و رباعی گفته میشوند و اشتقاق واژههای مختلف براساس تغییر شکلی است که به این ریشهها داده میشود و به نام ابواب خوانده میشود. پس شمار واژههایی که ممکن است در این زبانها وجود داشته باشد، نسبت مستقیم دارد با شمار ریشههای ثلاثی و رباعی. پس باید بسنجیم که حداکثر شمار ریشههای ثلاثی چه قدر است. برای این کار یک روش ریاضی به نام جبر ترکیبی (Algebre Combinatoire) به کار میبریم. حداکثر تعداد ریشههای ثلاثی مجرد مساوی 19656 (نوزده هزار و ششصد و پنجاه و شش)می شود و نمیتواند بیش از این تعداد ریشه ثلاثی در این زبان وجود داشته باشد. درباره ریشههای رباعی میدانیم که تعداد آنها کم است و در حدود پنج درصد تعداد ریشههای ثلاثی است، یعنی تعداد آنها در حدود 1000 است. چون ریشههای ثلاثیای نیز وجود دارد که به جای سه حرف فقط دو حرف وجود دارد که یکی از آنها تکرار شده است؛ مانند فعل (شَدَّ) که حرف «د» دوبار به کار رفته است. از این رو بر تعداد ریشههایی که در بالا حساب شده است، چندهزار میافزاییم و جمعاً عدد بزرگتر بیست و پنج هزار (25000) ریشه را میپذیریم.
چنان که گفته شد، در زبانهای سامی از هر فعل ثلاثی مجرد میتوان با تغییر شکل آن و یا اضافه [کردن] چند حرف، کلمههای دیگری از راه اشتقاق گرفت که عبارت از ده باب متداول میباشد، مانند: فَعّلَ، فاعَلَ، اَفَعلَ، تَفَعّلَ، تَفاعَلَ، اِنفَعَلَ، اِفتَعَلَ، اِفعَلَّ، اِفعالَّ، اِستَفعَلَ … از هر کدام از افعال، اسامی مختلفی اشتقاق مییابد: اول، نامهای مکان و زمان؛ دوم، نام ابزار؛ سوم، نام طرز و شیوه؛ چهارم، نام حرفه؛ پنجم، اسم مصدر؛ ششم، صفت (که ساختمان آن ده شکل متداول دارد)؛ هفتم، رنگ؛ هشتم، نسبت؛ نهم، اسم معنی. با در نظر گرفتن همه انواع اشتقاق کلمات، نتیجه گرفته میشود که از هر ریشهای حداکثر هفتاد مشتق میتوان به دست آورد. پس هر گاه تعداد ریشهها را که از 25000 کمتر است در هفتاد ضرب کنیم، حداکثر عده کلمههایی که به دست میآید 1750000 = 70 × 25000 (یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار) کلمه است. یک اشکالی که در فراگرفتن این نوع زبان است، این است که برای تسلط یافت به آن باید دستکم 25000 (بیست و پنج هزار) ریشه را از برداشت و این کار برای همه مقدور نیست، حتی برای اهل آن زبان، چه رسد به کسانی که با آن زبان بیگانه هستند. اکنون اگر تعداد کلمات لازم آن از دو میلیون عدد بگذرد، دیگر در ساختار این زبان راهی برای ادای یک معنی نوین وجود ندارد مگر این که معنی تازه را با یک جمله ادا کنند. به این علت است که در فرهنگهای لغت از یک زبان اروپایی به زبان عربی میبینیم که عده زیادی کلمات به وسیله یک جمله بیان شده است، نه به وسیله یک کلمه! مثلاً کلمه Confronation که در فارسی آن را میشود به «روبهرویی» ترجمه کرد، در فرهنگهای فرانسه یا انگلیسی به عربی، چنین ترجمه شده است: «جعل الشهود و جاهاً و المقابله بین اقولهم»! کلمه Permeabtlity که میتوان آن را در فارسی با کلمه «تراوایی» بیان کرد، در فرهنگهای عربی چنین ترجمه شده است: «امکان قابلیة الترشح«!
اشکال دیگر در این نوع زبانها، این است که چون تعداد کلمات کمتر از تعداد معانی مورد لزوم است و باید تعداد زیادتر معانی میان تعدا کمتر کلمات تقسیم شود، پس به هر کلمهای چند معنی تحمیل میشود در صورتی که شرط اصلی یک زبان علمی این است که هر کلمهای فقط به یک معنی دلالت بکند تا هیچ گونه ابهامی در فهمیدن مطلب علمی باقی نماند. به طوری که یکی از استادان دانشمند دانشگاه اظهار میکردند، در یکی از مجلههای خارجی خواندهاند که در برابر کلمات بیشمار علمی که در رشتههای مختلف وجود دارد، آکادمی مصر که در تنگنای موانع [یاد شدن در] بالا واقع شده است، چنین نظر داده است که باید از به کار بردن قواعد زبان عربی در مورد کلمات علمی صرف نظر کرد و از قواعد زبانهای هندواروپایی استفاده کرد. مثلاً در مورد کلمه Cephalopode که به جانوران نرمتنی گفته میشود مانند «اختاپوس» که سر و پای آنها به هم متصلاند و در فارسی به آنها «سرپاوران» گفته شده است، بالاخره کلمه «رأس رجلی» را پیشنهاد کردهاند که این ترکیب به هیچ وجه عربی نیست. برای خود کلمه Mollusque که در فارسی «نرمتنان» گفته میشود، در عربی یک جمله به کار میرود: «حیوان عادم الفقار»!
قسمت دوم صحبت ما مربوط به ساختمان زبانهای هندواروپایی است. میخواهیم ببینیم چگونه در این زبانها میشود تعداد بسیار زیادی واژه علمی را به آسانی ساخت. زبانهای هندواروپایی دارای شمار کمی ریشه در حدود 1500 (هزار و پانصد) عدد میباشند و دارای تقریباً 250 پیشوند (Prefixe) و در حدود 600 پسوند (Suffixe) هستند که با اضافه کردن آنها به اصل ریشه میتوان واژههای دیگری ساخت. مثلاً از ریشه «رو» میتوان واژههای «پیشرو» و «پیشرفت» را با پیشوند «پیش»، و واژههای «روند» و «روال» و «رفتار» و «روش» را با پسوندهای «اند» و «ار» و «اش» ساخت. در این مثال، ملاحظه میکنیم که ریشه «رو» به دو شکل آمده است: یکی «رو» و دیگری «رف». با فرض این که از این تغییر شکل ریشهها صرف نظر کنیم و تعداد ریشهها را همان 1500 بگیریم، ترکیب آنها با 250 پیشوند، تعداد 375000 = 250 × 1500 (سیصد و هفتاد و پنج هزار) واژه را به دست میدهد. اینک هر کدام از واژههایی که به این ترتیب به دست آمده است را میتوان با یک پسوند ترکیب کرد. مثلاً از واژه «خودگذشته» که از پیشوند «خود» و ریشه «گذشت» درست شده است، میتوان واژه «خودگذشتگی» را با افزودن پسوند «گی» به دست آورد و واژه «پیشگفتار» را از پیشوند «پیش» و ریشه «گفت» و پسوند «ار» به دست آورد. هرگاه 375000 واژهای را که از ترکیب 1500 ریشه با 250 پیشوند به دست آمده است با 600 پسوند ترکیب کنیم، تعداد واژههایی که به دست میآید، میشود 225000000 = 600 × 375000 (دویست و بیست و پنج میلیون). باید واژههایی را که از ترکیب ریشه با پسوندهای تنها به دست میآید نیز حساب کرد که میشود 900000 = 600 × 1500 (نهصد هزار). پس جمع واژههایی که فقط از ترکیب ریشهها با پیشوندها و پسوندها به دست میآید، میشود: 226275000 = 900000 + 375000 + 225000000 یعنی دویست و بیست و شش میلیون و دویست و هفتاد و پنج هزار واژه. در این محاسبه فقط ترکیب ریشهها را با پیشوندها و پسوندها در نظر گرفتیم، آن هم فقط با یکی از تلفظهای هر ریشه. ولی ترکیبهای دیگری نیز هست مثل ترکیب اسم با فعل (مانند: پیادهرو) و اسم با اسم (مانند: خردپیشه) و اسم با صفت (مانند: روشندل) و فعل با فعل (مانند: گفتگو) و ترکیبهای بسیار دیگر در نظر گرفته شده و اگر همه ترکیبهای ممکن را در زبانهای هندواروپایی بخواهیم به شمار آوریم، تعداد واژههایی که ممکن است وجود داشته باشد، مرز معینی ندارد و نکته قابل توجه این است که برای فهمیدن این میلیونها واژه فقط نیاز به فراگرفتن 1500 ریشه و 850 پیشوند و پسوند داریم، در صورتی که دیدیم در یک زبان سامی برای فهمیدن دو میلیون واژه باید دستکم 25000 ریشه را از برداشت و قواعد پیچیده صرف افعال و اشتقاق را نیز فراگرفت و در ذهن نگاه داشت.
اساس توانایی زبانهای هندواروپایی در یافتن واژههای علمی و بیان معانی همان است که شرح داده شد. زبان فارسی یکی از زبانهای هندواروپایی است و دارای همان ریشهها و همان پیشوندها و پسوندها است. تلفظ حروف در زبانهای مختلف هندواروپایی متفاوت است ولی این تفاوتها طبق یک روالی پیدا شده است. تواناییای که در هر زبان هندواروپایی وجود دارد، مانند یونانی و لاتین و آلمانی و فرانسه و انگلیسی، در زبان فارسی هم همان توانایی وجود دارد. روش علمی در این زبانها مطالعه شده و آماده است و برای زبان فارسی به کار بردن آنها بسیار ساده است. برای برگزیدن یک واژه علمی در زبان فارسی فقط باید واژهای را که در یکی از شاخههای زبانهای هندواروپایی وجود دارد با شاخه فارسی مقایسه کنیم و با آن همآهنگ سازیم.
دانشگاه های تهران!!!!!!!!!!






نسخههای زبانزد پخششده یونیکس و لینوکس
* کلاه قرمزی و دبیان Red Hat & Debian
لینوکس کلاه قرمزی (Red Hat Linux) در سال 1994 بنیان گذاشته شد. وتا نزدیکی سال 2004 رایگان پشتیبانی میشد اما پس از نسخه 9 خود جایش را به fedora core داد.
دبیان(Debian) نیز در سال 1993 بنیان نهاده شد و از هسته لینوکس استفاده می کرد ولی بیشتر ابزارهایش را از GNU گرفته بود. دبیان از 8710 بسته ی نرم افزاری که برای آسانی کار نصب دوباره کامپایل و آماده شده بود تشکیل می شد.
*BSD و خانواده اش
BSD : Berkeley Software Distribution
BSD افزون بر لینوکس و SVR4 نام مهمترین خانواده در بین یونیکس هاست و بسیاری از فناوری های شبکه که امروزه بهکار میروند ، برنامه های BSD هستند. برای نمونه BIND وSendmail در این دسته هستند.
همانا که BSD تنها یک سیستم عامل نیست بلکه نرم افزاری است که از چند فرهنگ دانشگاهی مانند متن باز ، نرم افزار رایگان و امن برخاسته است. و برعکس لینوکس که به فردی ویژه تعلق دارد BSD به هیچ کس تعلق ندارد و متعلق به یک گروه است. در سال 1992 متن برنامههای BSD از متنهای AT&T سرتاسر جدا شدند و BSDLight انتشار یافت .هم اکنون از نسخه های پیشرو BSD میتوان موارد زیر را نام برد:
1.FreeBSD
2.NetBSD
3.OpenBSD
4.MacOS X
● DragonFly BSD
● MirOS BSD
● Debian NetBSD
* FreeBSD
فریبیاسدی در سال ۱۹۹۳به وسیله دیوید گرینمن از 386BSD Patchkit برنامهریزی شد و از آن زمان تا کنون به عنوان یک سیستم عامل همه کاره به کار میرود. FreeBSD بانظر به بیست سال آزمودگی در شبکه یک سیستم عامل بسیار پرتوان و رشدیافته در شبکه است.
*در گسترش FreeBSD تاکید بر کارایی خوب ٰ کاربرپسندی و استفاده آسان است.
*درعمل FreeBSD پرکاربردترین یونیکس است و برای نمونه هم اکنون بیش از دو میلیون سرور در دنیا از این سیستم عامل استفاده می کنند. که برای نمونه می توان Yahoo, TaraSolution وApache را نام برد.
*هم اکنون FreeBSD بیش از ۲۰۰ کمیتر دارد که می توانند هر زمان که بخواهند هر تغییری روی این سیستم عامل بدهند و هزاران برنامه ساز در دنیا برای آن برنامه سازی می کنند. گزینش کارگزاران (Commiters) بهوسیله گروه هستهای که هر دو سال از بین کارگزاران گزیده می شوند انجام میشود.
*NetBSD و OpenBSD و MacOS X
NetBSD هم زمان با FreeBSD با تغییر 386BSD شروع به گسترش کرد. نت بی اس دی یک سیستم عامل قابل حمل وپرتابل (Portable) است که روی بیش از گونه رایانه اجرا می شود.
اپن بیاسدی (OpenBSD) بر اساس NetBSD ساخته شد . کسانی که اپن بیاسدی (OpenBSD) گسترش دادند به دنبال یک سیستم عامل با امنیت بالا بودند. هم اکنون اپن بیاسدی (OpenBSD) امنترین یونیکس برای کاربری همگانی است.
مک اُ اس اکس (MacOS X) سیستم عاملی بازرگانی که بر پایه ی بیاسدی ساخته شده است. (مک اُ اس اکس (MacOS X) را با مک اُ اس اشتباه نکنید.) مک اُ اس اکس (MacOS X) با اینکه متن باز است تجاری هم هست که این همان فرهنگ BSD است .(Darwin and OpenDarwin)
مک اُ اس اکس (MacOS X) امن ترین سیستم عامل تجاری به حساب آمده و بزرگترین بخش دنیای یونیکس برای کاربران مکینتاش است.
چند وبگاه سودمند فارسی درباره لینوکس
نسخههای لینوکس ساخته و پخششده در ایران:
-
لینوکس شریف (نوشتار ویکیپدیای فارسی درباره لینوکس شریف)
-
پارسیکس(یکی از نسخههای پخششده لینوکس)
-
تکنوتاکس(یکی از نسخههای پیشگام پخششده لینوکس در ایران)
-
شبدیکس(نوشتار ویکیپدیای فارسی درباره شبدیکس)
-
کارآمد(نوشتار ویکیپدیای فارسی درباره کارآمد)
-
فارلیکس
-
سرآمد
تاریخچه یونیکس و لینوکس
داستان از سال 1960 آغاز می شود . در این زمان نخستین سیستم عامل چند کاربره که به عنوان کارگزار(Server) می توانست با نصب بر روی یک رایانه به چند رایانه دیگر سرویس دهد(Time Sharing) ساخته شد . این سیستم عامل که CTSS نام داشت و می توانست 20 کاربر را با یک رایانه IBM 7090 به خوبی اداره کند به شدت مورد توجه و مفید واقع شد. و همه دریافتند که بخش عظیمی از رایانه های آینده از این فناوری بهره خواهند گرفت، به طوری که در سال 1965 سه شرکت از برجسته ترین نقش آفرینان رایانه در جهان برآن شدند که روی سیستم عامل MULTICS کار کنند ولی چون این سیستم اجزای زیادی داشت و از حد معین بزرگ تر شد، یکی از این شرکت ها پروژه را رها کرد.
پس از این ماجرا دنیس ریچی ، کن تامسون وبرین کرنیگان یونیکس(Unics) را در آزمایشگاه بل بر اساس MULTICS به وجود آوردند . وUnics به تدریج Unix نام گرفت .
با توجه به یکی ازقوانین آمریکا AT&T که یکی از شرکت های دست اندرکاربود و پروژه را ادامه نداده بود نمی توانست از یونیکس استفادهٔ بازرگانی بکند ؛ به این ترتیب لینوکس رایگان به بازار عرضه شد. و پس از این است که یونیکس به زبان C نوشته می شود .AT&T نیز یونیکس را برای دانشگاه های مختلف فرستاده ویونیکس کم کم در محافل علمی محبوب می شود. در سال 1974 دانشجویان دانشگاه برکلی آغاز به برنامه نویسی برای یونیکس می کنند و آن را برای دانشگاه های دیگر و AT&T می فرستند وبا ادامه ی این کار یونیکس در سال 1977 به یک سیستم عامل کامل تبدیل می شود. دانشگاه های دیگر نیز مانند MIT, Purdue , Stanford و... کارهای بسیاری برای لینوکس می کنند.
با نوشتن برنامه های اینترنتی برای یونیکس در سال 1980 به وسیلهٔ دانشگاه برکلیٰ یونیکس در سازمانهای دولتی و شرکتهای شبکه و کارگزارها(Servers) به گستردگی به کار گرفته می شود.
از این زمان شمار فراوانی از شرکتهای بازرگانی نیز از یونیکس برای کارهای بازرگانی خود بهره می جویند و نسخه های تجاری یونیکس هم به بازار می آیند که از این گروه می توان توزیعهای زیر را نام برد.
-
* Xenix by Microsoft
-
* AIX by IBM
-
* HP-UX by HP
-
* ULTRIX by Digital
-
* SunOS by Sun
در همین زمان اندرو تاننبام ،استاد دانشگاه آمستردام، آغاز به ساخت و گسترش نسخهای از یونیکس بدون بهکارگیری کد های AT&T برای آموزش در دورهٔ سیستم عامل خود کرد. مینیکس که حاصل کار او بود یک سیستم عامل خوش طرح و آموزشی بود . افراد زیادی به وسیله ی مینیکس طراحی سیستم عامل و یونیکس را آموختند.
سال 1991 لینس تروالدز(یا« لینوس تروالدز»)، دانشجوی سال دوم دانش رایانه، نامه ای به comp.os.MINIX فرستاد وبیان کرد که می خواهد یک سیستم عامل رایگان برای سرگرمی خود بنویسد و درخواست کرد که مردم چیزهایی را که دست دارند روی آن باشد را به آگاهیش برسانند، این طرح هر چند که به بزرگی پروژه GNU نیست.ولی این آغاز پروژه لینوکس بود. نامه او چنین بود:
«سلام به هر کس آن بیرون از مینیکس استفاده میکند.
در حال حاضر روی سیستم عاملی رایگان برای رایانههای AT (۴۸۶)۳۸۶ کار میکنم (فقط برای سرگرمی؛ مانند پروژه گنو بزرگ و حرفهای نیست). از ماه آوریل کار را آغاز کردهام و هماکنون این سیستمعامل آمادهاست و کار میکند.
من دوست دارم از عقیدهٔ دیگران در مورد سیستمعاملم با خبر شوم. چه آنهایی که مینیکس را دوست دارند و چه آنهایی که آن را دوست ندارند. چرا که سیستم من تا حدی شبیه به آن است. در حال حاضر (۱٫۰۸)bash و(۱٫۴۰) gcc را بر روی آن دارم و چیزهای دیگری که به نظر میرسد همه درست کار میکنند. این بدان معناست که طی چند ماه آینده یک چیز کاربردی فراهم خواهم کرد.
دوست دارم بدانم که مردم به کدام یک از خصوصیات این سیستم بیشتر علاقمند هستند. به هر پیشنهاد و نظری خوش آمد میگویم اما قول نمیدهم که آن را انجام دهم! لینوس (torvalds@kruuna.helsinki.fi).
پ.ن. - بله آن رایگان است. البته قابل انتقال بر روی انواع دیگر رایانه نیست (چرا که دستورات AT۳۸۶ را به کار میبرد) وشاید جز سختدیسک AT چیز دیگری را پشتیبانی نکند. این همه چیزی است که من دارم!»
تاریخچه یونکس در یک تصویر:
نخستين جشنواره صنعتي مكانيك شريف
نخستين جشنواره صنعتي مكانيك شريف اول و دوم آذرماه در دانشگاه صنعتی شریف برگزار می شود.مکانیکی های دانشگاه های تهران می توانند جهت ثبت نام به دبیرخانه جشنواره یا وبسایت آن مراجعه نمایند.





